صحیفه سجادیه دعای چهل و پنجم در وداع با ماه مبارك رمضان :........ سلام بر تو اى بزرگترين ماه خدا و اى عيد دوستان خدا. سلام بر تو اى ارزشمندترين اوقاتى كه با ما همراه بودى و اى بهترين ماه در بين روزها و ساعات. درود بر تو اى ماهى كه در آن آرزوها بر آورده و نزديك مى ‏شوند و اعمال شايسته در آن فراوان است. سلام بر تو دوستى كه وقتى هستى، ارزش تو بسيار بالاست و آن هنگام كه نيستى، فقدان تو درد آور است و نقطه اميدى هستى كـه جداييت بسيار رنج آفرين است. درود بر تو مونسى كه وقتى آمدى، با ما انس گرفتى و اسباب سرور و شادى گشتى و وقتى از كنار ما رفتى، در دل ما هراس انداختى و غمگينمان ساختى. درود بر تو همسايه و همنشينى كه در كنار تو قلبها نرم شد و گناهان كاهش يافت. سلام بر تو ياورى كه ما را عليه شيطان يارى نمودى و دوستى كه راههاى احسان و نيكى را آسان فرمودى. درود بر تو كه چه فراوان است آزاد شدگان راه خدا در تو و چه خوشبخت است كسى كه به خاطر تو، احترامت را نگه بدارد. سلام بر تو كه چقدر گناهان را مى‏ پوشانى و انواع عيوب و زشتيها را مى ‏زدايى. درود بر تو كه چقدر بر مجرمان، بخشش دارى و چه اندازه در دلهاى مؤمنان هيبت و عظمت دارى ! سلام بر تو ماهى كه هيچ ايام ديگرى شايستگى رقابت با تو را ندارد. سلام بر تو ماهى كه از هر آفت و خطرى در امان و سلامتى. درود بر تو ماهى كه مصاحبت با تو كراهت ندارد و معاشرت با تو موجب مذمت نيست. درود بر تو كه بركات فراوان به ما رساندى و زنگار خطاها و گناهان را از ما شستى. سلام بر تو كه وداع با تو از روى دلتنگى نيست و ترك روزه تو به جهت خستگى و ملال نمى ‏باشد. سلام بر تو كه قبل از فرا رسيدنت، مورد طلب ما هستى و پيش از فوتت، مورد حزن و اندوه ما. درود بر تو كه چه بسيار بلاها به خاطر تو از ما دور شد و چه بسيار از خيرات، بواسطه تو به ما رسيد. سلام بر تو و بر هر شب قدرى كه بهتر از هزار ماه است. درود بر تو كه ديروز نسبت به تو چه بسيار حريص بوديم و فردا چه شوقى به تو داريم. سلام بر تو و بر فضل تو كه ما از آن محروم شديم و بركات گذشته ‏ات كه از ما سلب گرديد. خداونـدا ، ما اهل اين ماهى هستيم كه ما را بدان شرافت بخشيدى و با فضلت به ما توفيق درك آن را عطا فرمودى، در حالي كه شقاوت پيشگان نسبت به وقت گران بهاى آن جاهل، و به خاطر شقاوتشان از فضل آن بى بهره ‏اند. خدايا تويى صاحب آنچه ما را براى آن برگزيدى يعنى شناخت ايـن مـاه و آنچه بدان هدايتمان فرمودى يعنى آداب و اعمال اين ماه ، و ما به توفيق توست كه با تقصير و كوتاهى، آن را روزه مى ‏گيريم و عبادت را در اين ماه به پا مى ‏داريم و در آن اندكى از بسيار را بجا مى ‏آوريم. خدايا تو را سپاس مى ‏گوييم و در عين حال اقرار به بديهاى خود داريم و معترفيم كه حـق تو را ضايع ساخته ‏ايم. عـقـده پشيمانى كــه در دل داريــم و صداقتى كــه در مقام پوزش در زبان ماست، تنها براى توست، پس ما را در برابر آنچه بخاطر تفريط و كوتاهى به ما رسيده ، اجــرى عطا فرما كه با آن ، فضل مورد اميد در اين ماه عزيز را جبران كنيم و از انــواع ذخــايرى كــه همه بدان حرص دارند، چيزى به عنوان عوض دريافت نماييم. و براى ما عذر خواهى از درگاهت را به خاطر آنچه كه در حق تو تقصير كرده ‏ايم ، مقدر فرما و عمر ما را تا رمضان آينده طولانى فــرمـا و آن هنگام كه ما را به رمضان آينده رساندى به ما كمك كن تا آنچه را كه تو اهل آن هستى يعنى عبادت ، انجام دهيم و مـا را به حدى رسان كه به آنچه شايسته آن ماه است يعنى طاعت ، قيام كنيم‏ و از اعمال صالح در طول ماه هاى سال ، آنچه را كه جبران كننده حـق تو در دو ماه رمضان حال و آينده است ، براى ما پيش آور. خداوندا ، در ايـن مــاه اگــر بــه گـنـاه كـوچك يا بزرگى نزديك شديم و يا اگر در معصيتى افتاديم‏ و يا عمدا مرتكب خطايى شديم و يا از روى فراموشى بــر خود ستم نموديم و يا حريم و حرمت كسى را زير پا گذاشتيم ، پس تو بر محمد و آل او درود فرست و مــا را در پــرده عفوت بپوشان و بر ما ببخش و ما را نصب العين ملامتگران قرار مده، و زبان طعنه زنندگان را بر ما باز مكن و ما را به كارى وا بدار كه سبب جبران و كفاره گناهى باشد كه در ماه رمضان از آن نهى كرده بودى، به حق رأفتت كه هرگز پايان ندارد و فضلت كه هرگز كاستى نمى ‏پذيرد. خدايا بر محمد و آلش درود فرست و مصيبت و اندوه ما را در غم رفتن اين ماه ، خودت جبران كن و روز عيد فطر را بر ما مبارك گردان‏ و آن را از بهترين روزهايى قرار ده كــه بــر مــا گذشته است تا پسنديده ‏ترين روز براى جلب عفو و بخشش و محو گناهان باشد و گناهان پنهان و نهان ما را مورد آمرزش قرار ده. خدايا با گذشتن اين ماه، از گناهان مـا در گذر و با خروج آن ما را از منجلاب گناهان خارج كن‏ و ما را در زمره سعادتمندترين افراد به وسيله اين ماه و بهره‏ مندترين اشخاص در اين ماه و با نصيب‏ترين افراد از اين ماه قرار ده. خدايا ، كسى كـه به طور شايسته رعايت حق اين ماه را نموده و حرمت آن را به خوبى حفظ كرده و به شايستگى حدود و احكام اين ماه را بجاى آورده و از گناهان در ايــن مــاه خـوددارى نموده‏ و يا به گونه ‏اى به قرب تو راه يافته كه حتما از او راضى شده ‏اى و رحمت خودت را شامل حالش گردانيده ‏اى ، پس از خــزانــه دارائيت مثل آن را بــه مـا هم عطا فرما و چندين برابر آن از فضل خويش بر ما ببخشاى، كـه به راستى فضل تو كاستى ندارد ، و خزينه ‏هاى تو كم نمى‏ گردد بلكه افزونتر مى‏ شود و معادن احسان تو هرگز فنا نمى ‏پذيرد و بـه راستى بخشش هاى تو ، عطايى است خوش گوار. خدايا بر محمد و آلش درود فرست و براى ما پاداش روزه داران و يا اجر كسانى كه اين ماه را تا روز قيامت به عبادت مشغولند ثبت فرما. خداوندا ما به سويت توبه مى ‏كنيم در روز عيد فطر كه آن را براى اهل ايمان روز عيد و شادى قرار دادى‏ و براى اهل دين خود روز اجتماع و هميارى مقرر نمودى ، تـوبـه از گناهانى كــه مرتكب شده ‏ايم و از كارهاى ناپسندى كــه انجام داده ‏ايم يا نيت هاى بدى كه در دل داشته ‏ايم، توبه ‏اى خالص از هر گونه شك و اضطراب. پس خداوندا اين توبه را از ما بپذير و از ما راضى شو و ما را بر اين توبه ثابت و پايدار بدار. خـداونـدا به ما ترس از عقاب جهنم و اشتياق به ثواب موعود را كرم فرما تا لذت آنچه بدان تو را مى ‏خوانيم و ناگوارى آنچه از آن به تو پناه مـى ‏آوريــم را دريابيم ؛ و مــا را از توابين درگــاهـت قــرار ده، آنان كه محبت خودت را در حق آنان لازم كرده ‏اى و بازگشت آنان به طاعت و بندگي ات را پذيرفته ‏اى اى عادلترين عدالت پيشگان. خداوندا از تمامى پدران و مادران و اهل دين ما درگذر ، چه آنها كه در گذشته‏ اند و چه آنها كه تا روز قيامت مى ‏آيند و باقى مى ‏مانند. خدايا بر محمد ، پيغمبر ما و آل او درود فرست همچنانكه بر فرشتگان مقرب درگاهت درود مى‏ فرستى‏ و بر او و آل او درود بفرست آن گونه كه بر انبياء و رسولانت درود مى ‏فرستى و همانگونه كه بر بندگان صالحت درود فرستاده‏ اى و بلكه بالاتر از آن ، اى پروردگار عالميان. درودى كه بركت آن به ما برسد و نفع آن شامل حال ما گردد و دعاى ما به خاطر آن مستجاب شود. به راستى تو كريم ترين كسى هستى كه مورد رغبت و ميلى و با كفايت ‏ترين فــردى هستى كــه مــورد تـوكل قرار مى‏ گيرى و بخشنده ‏ترين كسى هستى كه از فضلت درخواست مى ‏شود و تو بر هر كارى توانايى.
پنجشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۹
  
 
   شما در روزه، كمي از گرايش به دنيا منصرف مي‌شويد و در نتيجه يك غناي مختصري نسبت به دنيا در شما پديدار مي‌شود و لذا به يك اعتبار صفتي از صفات عُلياي خداوند يعني صفت «غني» در قلب شما تجلّي مي‌كند و نيازتان به دنيا كم مي‌شود و با خدا مأنوس مي‌گرديد. يعني اگر روزه‌دار همت خود را بلند كند و در طلب حق باشد، نور حق در اسم غنا در قلبش مي‌تابد و اين يك نحوه قرب به حق است.  
 
 جستجو  
 عضویت در خبرنامه  
  


 
     یادداشت ویژه:  
 
 
روز زن و مسئولیت های بزرگ زن ومرد
  کد مطلب: 382
تاريخ: يكشنبه ۹ خرداد ۱۳۸۹
يادداشت: .
 
 
 


باسمه تعالي
1-با توجه به اين که نبايد در مقابل سؤال‌هاي جديد، جواب‌هاي کهنه را تکرار کرد، بايد عرض کنم فرهنگ مدرنيته، عالَم جديدي را براي ما پيش آورده که در ظلمات آن همه چيز گم شده است.
قصۀ ما قصۀ آن روستایي در مثنوي است، که در روشنایي روز ،گاو خود را به طويله برده و شب هنگام در تاريکي رفته است، تا آن را بجويد و چون شير، گاو را خورده و به جاي آن نشسته، روستایي بدون آن‌که بداند دست به پشت و پهلوي شير مي‌کشد، به تصور اين‌که گاو خود را نوازش مي‌کند.
«دسـت مي‌مـاليد بـر اعضاي شـير...پــشت و پــهلو، گـاه بالا، گـاه زير»«گفت شيراَر روشني افزون شـدي...زهره‌اش بدريدي و دل‌خون شـدي» ما نيز پديده ها را در شرايط جديد نمي بينيم و برنامه هاي خود را براي پديده هائي پيشنهاد مي کنيم که به آن شکل وجود خارجي ندارند.
فکر مي‌کنيم ماشين سواري همان اسب است که کمي تندتر مي‌رود و يا بيل مکانيکي همان بيل است که با حجم بيشتري خاک‌ها را جابجا مي‌کند؛ غافل از اين‌که اين‌ها تمام زمين را در اختيار خود می گیرند و چهرۀ زندگي را به کلي نسبت به گذشته تغيير داده‌اند.
در دنياي جديد انسان، تعريف ديگري از خود دارد و به تبع آن زن نيز معني ديگري به خود گرفته که اگر بستر مناسبي براي ارتباط با او فراهم نشود؛ با نگاه‌هاي گذشته و در بسترهاي گذشته نمي‌ماند و موجب بحران خانواده و جامعه مي شود، و اين در حالي است که بهشت زير پاي مادران است. و اگر مادرانِ جامعه درست عمل نکنند؛ جامعه به جهنمي تبديل مي شود که نه مرد مي تواند ادامۀ حيات دهد و نه زن.
2- همان طور كه زنان با مباني ديني در شرايط گذشته توانستند تعريف صحيحي براي خود تدوين كنند و زندگي انسان را رونق بخشند، در شرايط جديد نيز بايد تلاش كنند بر مبناي نگاه الهي به زن، تعريف مناسبي از خود داشته باشند، تا بتوانند نقش‌هايي كه هميشه در تاريخ اسلاميِ ما آفريده‌اند، ادامه دهند. چاره‌ي كار نه ماندن در زندگي گذشته است در حالي كه شرايط، شرايط گذشته نيست؛ و نه تسليم‌شدن به آن نوع زندگي كه فرهنگ مدرنيته به زنان پيشنهاد مي‌كند؛ كه بيشتر زنان عضوي مزاحمند و بايد كاري كرد که از شرّ آن‌ها آزاد شد؛ و يا اسباب دست كمپاني‌هاي بزرگ خواهند شد و عامل هرچه بيشترِ سقوط جامعه.
با حساسيت به موضوع فوق است كه موضوع زن و خانواده بایدطرح شود وآنچه باید بر آن تأكيد دشود اين است كه اگر خانوادة كنوني دچار پريشاني است، اين پريشاني امري عارضي نيست كه بر اثر عوامل خارجي به‌وجود آمده باشد تا عواملي از همان نوع بتواند آن را مرتفع كند، اين پريشاني به تعريفي بر مي‌گردد كه در شرايط جديد براي عالم و آدم شده. بايد علت گسستگي از زندگي دينيِ گذشته پيدا شود تا درمان‌ها مؤثر افتد و اين بدون شناخت تمدن جديد كه علت اين گسست است امكان ندارد.
3- همه‌ي ما معتقديم وقتي ارزش خانواده را شناختيم، مي فهميم بايد در مراقبت از آن سخت كوشا بود. ولي حرف ما اين است كه:
«آه زنداني اين دام بسي بشنيدم ... حال مرغي كه رهيده است از اين دام بگو » راه حلي نياز است كه در شرايط جديد حيات توحيدي خانواده حفظ شود و آزاد از روحيه‌ي غربزدگي بتوان از طريق خانواده به سكني‌گزيدن رسيد. لازم است همه تلاش كنيم تا بيش از آن‌كه هنوز پديده‌ي زن و خانواده را در گذشته بنگريم و افسوس رفتن آن شرايط را بخوريم - در حالي كه به گذشته برگشتن محال است - واقعيت را درست بنگريم و امكان تحقق آرمان ها در شرايط جديد را برنامه‌ريزي كنيم، كاري كه از طريق انقلاب اسلامي انجام داديم، درست در شرايطي كه نظام‌هاي سياسي كشورها تماماً سكولار بود و همه مي‌گفتند دوره دين گذشته - چون برگشت به گذشته را محال مي‌دانستند- انقلاب اسلامي نشان داد در شرايط جديد نيز مي‌توان نظامي سياسي بر مبناي تفكر ديني پديد آورد، كه در عين مترقي بودن و قدم به جلو برداشتن، تعريفي از انسان دارد كه بندگي انسان و معبوديت خدا در آن محفوظ خواهد ماند.
4- شايد اگر كسي بخواهد يكي از خطرات بزرگي كه آينده‌ي كشورِ ما را تهديد مي‌كند بشناسد و پيشاپيش از آن خطر عبور كند و خدمت بزرگي به جامعه بنمايد، بايد در رابطه با خطر فروپاشي خانواده فكر كند و راه حلّي مطابق روح زمانه ارائه نمايد. و متوجه باشد هر چند كار، كار مشكلي است ولي اولاً: مباني فطري و تكويني خانوادة توحيدي در جان انسان ها نهفته است. ثانياً: سرماية بزرگي چون قرآن و سنت و عترت در دست ما است. ثالثاً: بحران غرب كه به اذعان همه‌ي كارشناسان مربوطه با بحران خانواده شروع شد، پديدة عبرت آموزي است كه زمينه را براي به‌خودآمدن نسل موجود آماده مي كند.
5- ريشه‌ي فروريختن خانـواده در دورة مدرنيتـه را بايد در امانيسم يا خودبنيادي بشر -كه اصالت نفسانيات است- جستجو نمود. آيا جمع اصالت نفسانيات با هر عنوان، با حفظ خانواده ممكن است؟ خانواده‌اي كه شرط بنايش عدم حاكميت نفسانيات است. زيرا در حاكميت نفسانيات هيچ جمعي به عنوان جمعِ همدل موجود نمي‌شود، يا همه پراكنده‌اند و يا همه مقهور قدرت يك فرد، كه هيچ‌كدام از اين دو حالت، خانواده نيست.
6- خانواده مركب از اجزاي پراكنده‌اي نيست كه در كنار هم آمده‌اند، بلكه جمع يگانه‌اي است كه همه سعي دارند براي هدف توحيدي آن جمع، منيت و انانيت خود را نفي كنند، و لذا هرگز با پذيرش تمدن غربي خانواده باقي نمي ماند. و نيز متوجه باشيم جمعي كه طبق عادتِ خشك و خالي كنار هم آمده‌اند خانواده نيست و اصرار براي حفظ اين نوع خانواده دور شدن از مطلب و باقي ماندن در سرگرداني است.
7- پند و اندرز در يك جمعْ متذكر هدف پذيرفته‌اي است كه مورد غفلت قرار مي‌گيرد و لذا مؤثر هم خواهد بود، ولي در شرايط حاضر با پند و اندرز نمي توان خانواده‌اي را كه به جهت اومانيسم فرو ريخته است برپا نگهداشت. عامل برپاداشتن خانواده، برگشت به روح بندگي است و موضوع باید از اين زاويه پيگيري شود.
8- اومانيسم به معني تصرف نفس امّاره انسان در همه چيز، حتي در انسان است و اين با استيلا همراه است، بشر در اين فرهنگ معني‌اش عوض مي‌شود و انانيت محور مي‌گردد، در چنين فرهنگي نمي‌توان به خانواده‌اي نظر كرد كه نمايش وحدتِ در عين كثرت و كثرت در عين وحدت است، و همه در عين اين‌كه هركدام خودشان هستند، مستغرق در آرمان توحيدي حاكم بر خانواده‌اند.
9- با فروپاشيدن خانواده در غرب، مأواهاي دروغيني جايگزين شد كه هرگز روح انسان را ارضاء نمي‌كند، كاباره‌هاي نيمه شب و عشرتكده‌هاي زنانِ هر جايي چگونه مي‌تواند جايگزين خانواده باشد و روح بشر را به آرامشي برساند كه از اين‌همه خشونت رهائي يابد.
انقلاب ديني تنها راه اميد براي احياء خانواده است تا بشر از خشونت پيش‌آمده دست بردارد و به بقاي خود در آينده اميدوار گردد. زيرا شهر خدا در زمين با خانوادة توحيدي شروع مي‌شود وگرنه شياطين زمين را اشغال مي‌كنند.
                            گزیده ای از کتاب « زن آن گونه که باید باشد»


 
     
 
 
      ديدگاهها:  
 

پست الکترونيک:



حروف عکس را با رعایت بزرگ و کوچکی حروف تایپ کنید

 
بازگشت

info[at]lobolmizan.ir Copyright All right Reserved